الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
68
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
* مقدمة بفرمائيد ، حسن و قبح ذاتى است يا عرضى ؟ - در برخى اشياء ذاتى است و شىء تمام موضوع است براى حسن و يا قبح فى المثل : حسن از عدالت غير قابل انفكاك است و قبح از ستم . - در برخى اشياء ، عرضى است ، منتهى عرض لازم قابل انفكاك است . فى المثل : راه رفتن روى آب و فراگيرى آن قبح ذاتى ندارد ، بلكه در صورتى قبيح است كه مستلزم تكليف ما لا يطاق باشد . پس : اگر چنين لازمى را نداشت ، قبيح نمىباشد . * با توجه به مقدّمهء فوق دومين پاسخ شيخ به سخن جناب قمى چيست ؟ مىفرمايد : 1 - سلّمنا كه مورد بحث ما از قبيل تكليف به مجمل باشد ، اين كه قبح ذاتى ندارد . اگر قبحى هم دارد ، عرضى است ، چرا كه تكليف بما لا يطاق است . 2 - تكليف بما لا يطاق در جائى است كه احتياط امكان ندارد . مثل : جئنى بشىء . كه همهء امور در عالم شىء هستند و اتيان به همهء مصاديق شىء ممكن نيست . امّا : در مواردى كه احتياط ممكن مىباشد ، ديگر قبحى وجود ندارد ، و ما نحن فيه از اين قبيل است ، چرا كه انجام ظهر و جمعه كاملا مقدور ماست . پس : هيچ دليلى بر اينكه علم اجمالى كالجهل رأسا باشد وجود ندارد . * مقدّمة بفرمائيد چرا قوانين عقليه تخصيص بردار نيستند ؟ زيرا : قوانين عقل نظرى مثل : بطلان دور و تسلسل و تناقض و . . . و قواعد عقل عملى ، مثل : حسن و قبح ذاتى اشياء ، بر خلاف قوانين عقلائى و شرعى ، فاقد هرگونه بند و تبصره هستند . * مراد از ( أنّه إذا كان التكليف بالشيء . . . ) بيان يك اشكال مشترك الورود است از جانب شيخ به محقق قمى و خوانسارى مبنى بر اينكه : از طرفى ادعا مىكنيد . 1 - علم اجمالى مستلزم خطاب مجمل است . 2 - خطاب مجمل مستلزم تأخير بيان از وقت حاجت است .